|
و خدایی که همین نزدیکی هاست ..
««واستعینوا بالصبر والصلوة»» با نماز و شکیبایی از خداوند یاری جویید |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت نگاهی کوتاه به حوزه جامعه شناسی معرفت
الف- نسبی گرایی، در ذیل عنوان نسبی گرایی در دانشنامه ی فلسفی استنفورد چنین نموداری به چشم میخورد
.برای مطالعه ی بیشتر نک
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت شکست سخت در مقابل اخلاق
مناظره ی آقایان احمدی نژاد و میرحسین برای خیلی ها جذاب بود، خیلی ها می گفتند واقعا بی نظیر بود و چنین چیزی تا به حال ندیده بودیم ! برای من اما تلخ و عذاب آور بود. با اینکه من از نسل اول انقلاب نیستم اما همواره تعلق و علقه ی خاصی به انقلابی که امام و یارانش به کمک مردم ایران و شهدایی که در راه آن تقدیم این راه شد داشته و دارم، برای من که در سخت ترین شرایط همواره از امام و رهبری و انقلاب آرمان هایش دفاع کرده ام، مناظره دیشب بدترین لحظات عمرم بود.. آقای رییس جمهور دیروز برای دو روز ماندن در قدرت، اخلاق را ذبح نمودند، به هر روشی توسل جستند تا بنیان انقلاب را زیر سوال ببرند.. یاد امام افتادم، امامی که هر وقت آقای هاشمی سفر خارجی داشتند برای بازگشت او نذر و راز و نیاز می کردند، امامی که هاشمی را فرزند خود می دانست و می گوید هاشمی زنده است تا نهضت زنده است.. یاد رهبری افتادم که فرموده اند در میان افرادی که رییس جمهور می شوند هیچ کس برای من هاشمی نمی شود.. یاد تصویر آقای ناطق افتادم، تصویر ۱۲ بهمن ۵۷ در بهشت زهرا در کنار امام.. تصویری که عمق عشق و علاقه بی پایان آقای ناطق به امام را به وضوح نشان میدهد، جرم آقای ناطق این است که برخلاف دوره قبل از شما حمایت نمی کند و چون حامی شما نیست حتما آلوده به فساد مالی و اقتصادی است.. یاد محمد خاتمی افتادم ! کسی که اعتبار و آبروی ایران را در سطح جهان بالا برد و امام بزرگوار او را فرزند فاضل و با تقوای خود می خواند، کسی که بیش از ۲۰ میلیون از مردم ایران به او رای دادند و اکنون نیز بیش از حضرتعالی محبوب این مردم است.. نمی دانم چرا بی اختیار یاد شهید بهشتی افتادم ! اکنون میدانم مظلومیت بهشتی که همه از آن می گویند یعنی چه.. حالا برای مظلومیت بهشتی گریه می کنم، گریه ای که باید ۲۶ سال قبل می کردم.. آقای احمدی نژاد ! تمام افرادی که از آنها نام بردید به خیال اینکه سبد رای تان را گسترده سازید، السابقون نظام و از نزدیکان امام و رهبری هستند، آنها در مناظره ای که شما آن را برای خود نردبان موفقیت تان ساخته بودید حضور نداشتند.. چند روز قبل به کرباسچی تاختید، امروز هاشمی، ناطق و خاتمی را مورد لطف قرار دادید، حاضرید این افراد در تلویزیون پاسخگوی مطالبی که گفتید باشند؟ آقای احمدی نژاد پیروزیتان مبارک ! شما پیروز مناظره ای بودید که در آن اخلاق و جوانمردی حضوری نداشت، شما از اخلاق و احترام و ادب و وقار شکست سختی خوردید..
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت صداقتی که سن و سال نمی شناسد..
وقتی صداقت نه از روی ریا و تزویر بلکه از درون یک انسان و از شخصیت و تربیت خانوادگی فرد نشات گرفته باشه، مهر و محبت او در دل دیگر انسان ها جریان پیدا می کنه.. ذات آدمای صادق، پاکه.. رنگ صداقت نمود داره، یعنی قابل دیدنه.. رنگ صداقت نه آبی نه قرمز و نه زرده! رنگ آدمای صادق رنگ خداست.. انسان های صاف و صادق منبع زلال بندگی خدا هستن، آیات الهی هستن.. میرحسین موسوی تا همین یک ماه پیش نفر دوم نظرسنجی ها بود، خیلی خوشبین بودی میتونستی تو دور دوم ببینیش، تا همین دو هفته پیش دوشادوش رقیب اصلی اش بود، اما امروز به اذعان همه موسوی با اختلاف زیاد از همه پیشی گرفته.. میرحسین موسوی تبلیغات خاصی نداشته، کار خاصی هم انجام نداده، فقط این نصرت وعده الهی است که خدای متعال با صابرین و صادقینه.. هیچ وقت یادم نمیره، سال ۸۰ موقع انتخابات ریاست جمهوری حال عمومی و وضع جسمانی پدربزرگم اصلا مساعد نبود، ۱۸ خرداد صندوق سیار به خونه پدری ما اومد.. آخرین رای بود، رای به سید محمد خاتمی..
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت حماسه تبریز و ارومیه به مثابه یک ابر رخداد
سفر مهندس موسوی به تبریز و ارومیه یک سفر معمولی نبود یک ابر اتفاق بود ، اتفاقی که پهنا و عمق آن در این سطح، یقینا بی سابقه و کم نظیر بوده است. ابتدا از تبریز شروع می کنم، شهری که نزدیک به یک دهه از عمرم را در آنجا زندگی کرده ام و تا حدودی با فرهنگ و سبک زندگی اجتماعی آنان آشنایی نزدیکی دارم. تبریزی ها عموما در میان خود و در مسائل و مفاهیمی که در آن اشتراک نظر داشته باشند اتحاد مثال زدنی با یکدیگر دارند. اختلاف و تفاوت رای در زمینه ای که اجماع حول آن حادث شود کمتر میان این مردم ظاهر می شود. نام میرحسین موسوی از جمله مفاهیمی است که تبریزی ها در قراردادی نانوشته به حمایت و پشتیبانی از او در آمده اند. دلایل آن نیز روشن است، اول آنکه او فرزند این آب و خاک است، دوم اینکه از دوران مدیریت او خاطره ای خوش در اذهانشان باقی است و سوم آنکه در مقطع فعلی که همه از تغییر می گویند، نام او را لایق ترین و با کفایت ترین نام ها میدانند. این اجماع در تبریز تقریبا میان تمام اقشار جامعه نمود کاملا عیانی دارد. از مردمی عادی و عامی کوچه بازار تا مدیران و کارگران و طبقات متوسط و روشنفکر جامعه. حمایت جامعه روحانیت مبارز تبریز نیز از این سنخ است، حمایتی که ریشه در رای نظر مردم دارد. برگزاری مراسم استقبال در باغشمال رسیک فوق العاده خطرناکی است. خاصه این ریسک در حد و اندازه یک کاندیدای ریاست جمهوری که باشد انجام آن را فوق العاده مشکل می کند. دیدن تصاویر سفر جناب آقای احمدی نژاد به تبریز و انجام سخنان ایشان در همان مکان را در مقام ریاست جمهوری در مقامی رسمی و ملی که دارای اعتبار و منزلت حقوقی است می تواند قیاس قابل توجهی باشد با نوع استقبال پر شور و مردمی که از میرحسین موسوی انجام گرفت. مشاهده آرشیو تصاویر، عمق تفاوت را برای مخاطب به صورت عیان روشن خواهد ساخت. سفر تبریز میرحسین موسوی در جایگاه نامزد ریاست جمهوری و استقبالی که از او شد در تاریخ این سرزمین ثپت و جاویدان خواهد ماند. تصاویری که صدا و سیمای ما نتوانست در بخش های خبری و در اعلام اخبار کاندیداها آن را پخش نماید و این پخش نکردن سیمای محترم تنها یک نتیجه دارد و آن اینکه عملیات استقبال مردمی کاملا موفقیت آمیز بوده است ! استقبال مردم ارومیه نیز اوج لحظات تماشایی و ماندگار سفر به آذربایجان بود. استقبالی که از کیلومترها مانده به نقطه ی آغازین شهر از مهندس صورت گرفت نشان از عمق علاقه مردم با فرهنگ و فهیم ارومیه به سرنوشت کشور و خادمین صادق خود داشته و دارد. محل سخنرانی مهندس ساعت ها قبل از آغاز مراسم تکمیل شده بود. گفتمانی که مهندس موسوی در جمع ارومیه ای ها داشت از حدت و شدت بیشتری نسبت به سخنرانی باغشمال برخوردار بود. صراحت کلام موسوی و نوع حرف هایی که در جمع مردم ارومیه زده شد در تمامی سفرهای استانی ایشان سابقه نداشت. علاقه او به ارومیه و علاقه متقابل مردم نجیب ارومیه به میرحسین ریشه در گذشته های دور دارد.. میرحسین از اولین روز اعلام نامزدی اش در هر محفل و مجلسی از نام مهدی باکری می گوید، به خانه اش رفت و در آنجا سخن گفت و همه جا از بزرگی و عظمت او یاد می کند و هر گاه تمثیلی از شرف و بزرگی می زند نام آقا مهدی را بر زبان می آورد.. ارومیه شهر گمشده میرحسین بود.. شهری که از مدت ها قبل دنبالش بود شهری که عطر و بوی مهدی باکری را میدهد.. من به دلیل کم سعادتی نه در تبریز حضور داشتم و نه در ارومیه اما به همه شما حسادت می ورزم که در لحظه های ناب و ماندگاری حضور داشتید. درود بر این همه شور و مستی..
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت رای استاد ملکیان به میرحسین موسوی
مصطفی ملکیان، روشنفکر معاصر، با صدور بیانیهای حمایت قاطع خود از نامزدی میرحسین موسوی را اعلام کرد. به گزارش قلم نیوز، متن کامل این بیانیه که موج سوم آن را ارسال کرده، بدین شرح است: چرا مهندس موسوی؟ 1. چرا در انتخابات شرکت میکنم؟ چرا از این حق سیاسیام، که نامش حق شرکت در انتخابات است، صرفنظر نمیکنم؟ به سه دلیل که جای تفصیلشان اینجا نیست، ولی اجمالشان بدین قرار است: الف) آیا خردپسندانه است که، وقتی که از انبوههی حقوق پرشمار حقوق سیاسیای که به عنوان یک انسان و یک شهروند، باید داشته باشم فقط این یکی را دارم، این را نیز خودم از خودم مضایقه کنم؟ آیا وانهادن خودخواستهی حقی که شاید مقدمهای برای احقاق سایر حقوق سیاسی و اجتماعی تضییعشده باشد خردپذیر است؟ ب) شرکت در انتخابات یگانهشکل و شیوهی مقابله و مبارزهی سیاسی است که، در عالم اندیشهی سیاسی و در ساحت افکار عمومی جهانی، احدی بر آن سر سوزنی خرده نگرفته است. و نیز ج) یگانه شکل و شیوهی فعالیت سیاسی است که هزینهی اخلاقی و معنوی ندارد، یعنی مقتضی و مستلزم این نیست که از اصول و قواعد و احکام اخلاقی ذرهای عدول کنیم و از اخلاقی زیستن فاصله بگیریم.
چرا، علیرغم اختلافنظر با مهندس موسوی، در برخی از مسائل فرهنگی و سیاسی و علیرغم احترامی که برای شجاعت و صراحت لهجهی جناب آقای کروبی قائلم، مهندس موسوی را در میان کاندیداهای موجود ریاست جمهوری، شایستهترین شخص میدانم و به او رای میدهم؟ پاسخگویی به این پرسش نیازمند جلب توجه به یکی از درونمایههای عمدهی فکری من است. چنانکه در نوشتهها و گفتههای خود مدام تکرار کردهام، به گمان من، برزگترین مشکل اجتماعی و بلکه علتالعلل همهی مشکلات اجتماعی ما، که در همهی نهادهای اجتماعی، اعم از خانواده، اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، حقوق، و دین، ظهور و بروز مییابد و همهی این نهادها را از کارکرد درستشان بازمیدارد، نابسامانیهای اخلاقی است. آنچه در جامعهی ما بیداد میکند (به هر دو معنای تعبیر «بیداد کردن») بیاخلاقی است؛ و، در این سالهای اخیر، شدت و حدّت این بیاخلاقی در نهاد سیاست از همهی نهادهای اجتماعی دیگر ما بیشتر شده است، و، به سبب جایگاه قدرتمند و نافذ این نهاد، موجب سرعت و شتاب یافتن انحطاط اخلاقی سایر نهادها نیز شده است. در این نهاد، به جای صداقت تزویر و فریبکاری، به جای مدارا و بردباری خشونت و تندی، به جای عقلانیت و استدلالگرایی غوغاسالاری و هیاهوگری، به جای واقعبینی توهمزدگی، به جای مسئولیتپذیری و اعتراف به خطای خود عقل کل جلوه دادن و مشکلات را ناشی از کارشکنی دشمنان قلمداد کردن، به جای سعهی صدر تنگنظری، به جای اعتدال افراط و تفریط، به جای دوراندیشی نزدیکبینی، به جای حرمت نهادن به آگاهان و نیکخواهان بیادبی و هتاکی به آنان، به جای وفای به عهد عهدشکنی، به جای بخشایشگری کینورزی و کینهتوزی، به جای خوشرویی ترشرویی، به جای انصاف تبعیض، و به جای نقدپذیری خودشیفتگی و معصومنمایی نشستهاست. بر اساس هیچ معیار و میزان اخلاقی و از منظر هیچ نظام اخلاقی، چه دینی و چه غیردینی، اوضاع و احوالی که در نهاد سیاست ما برقرار است پذیرفتنی و قابل تصویب و تأیید نیست. خطرخیزترین پیامد این بیاخلاقی سیاسی بیاعتمادی ملت به دولت است. بر این مبنا، آنچه، امروزه، بیش از هر چیز دیگر و بیش از هر زمان دیگر، بدان نیازمندیم اخلاقیسازی عالم سیاست و است؛ و این کاری است که از انسانی اخلاقی چون مهندس موسوی ساخته است. برای اخلاقی بودن مهندس موسوی محک و سنجهای بهتر از اینکه وی، با آنکه میداند که یکی از کارآمدترین و در دسترسترین وسایل برای جلب و جذب آراء مردم دادن وعدههای شیرین و دلفریب است، خود را عالماً و عامداً از این ابزار محروم میکند؟ برای اثبات صداقت وی همین کافی نیست که، چون، از سویی، عمل به وعدههای انتخاباتی را وظیفهی اخلاقی خود میداند و، از سوی دیگر، یقین دارد که به اکثر آن وعدههای شیرین و دلفریب نمیتوان عمل کرد، وعده دادنهای خود را به حداقل رسانده است؟ آیا کاری آسانتر از دادن وعدههای انتخاباتی شیرین به زنان، جوانان، دانشجویان، دگراندیشان، فقرا و محرومان، اقلیتهای دینی و مذهبی، و اقوام ایرانی و کاری دشوارتر از عمل به آن وعدهها هست؟ کسی که صادقانه عزم جزم کرده باشد که به وعدههایی که، در موسم انتخابات، به هموطنان خود میدهد عمل کند، آیا، در وضع و حال کنونی، چارهای جز کم وعده دادن دارد؟ چنین شخصیت اخلاقیای است که رئیسجمهور شدنش، شرط لازم، و البته نه کافی اخلاقی شدن نهاد سیاست است و همان کسی است که میتواند، به مدد تدبیر و حسن مدیریت خود، بیاعتمادی ملت به دولت را به حداقل ممکن برساند. اعتمادبرانگیزی شخصیتهای اخلاقیای مانند مهندس موسوی را دستکم نگیریم. در اوضاع و احوالی که سدی از بیاعتمادی در میان ملت و دستاندرکاران نهاد سیاست قد برافراشته است، رئیسجمهوری شخصی صادق، بافضیلت، و اعتمادبرانگیز کمترین کاری میتواند کرد- و خود کار بسیار سترگی است- احیای مجدد اعتماد میان ملت و دولت و، در نتیجه، اعادهی اتحاد ملی است. با رای به مهندس موسوی به سیاستورزی اخلاقی رای میدهم. مصطفی ملکیان
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت |
|

مبین ما هم به جمع سبز پوشان حامی مهندس موسوی اضافه شده..