تبليغاتX
اورنا
 گفتگو با سیده ربابه خانم صدر

 

هيأت پيگيری سرنوشت امام موسی صدر در مجلس هشتم نيز تشکيل شده است. اين هيأت اخيراً به دعوت نبيه‌بری رئيس مجلس لبنان که رئيس جنبش امل نيز هست (که پايه‌گذار آن امام موسی صدر بود) به اين کشور سفر کرد و ديداری نيز با ربابه صدر خواهر امام موسی صدر داشت که در شهر صور در جنوب لبنان به فعاليت‌های خيريه مشغول است.
ربابه صدر اخيراً به ايران آمد. فرصتی بود تا به ديدار او رفته و در خصوص آخرين تلاش‌های صورت گرفته در زمينه سرنوشت امام موسی صدر با او به گفت و گو بنشينيم.
با ربابه صدر که يکی از 7 خواهر امام موسی صدر است در دفتر کوچکی در خيابان ميرداماد که متعلق به حورا صدر- فرزند امام موسی صدر- است قرار گذاشتيم؛ ربابه صدر را از سفری که به همراه خبرنگاران به لبنان و سوريه داشتيم می‌شناختم. او را در مؤسسه توانمندی که برای زنان و کودکان صور در جنوب لبنان ساخته شده بود ملاقات کرديم.
در اين مصاحبه سعی کردم سؤال‌هايی مطرح کنم که حاوی خبرهای جديدی در مورد امام موسی صدر باشند زيرا خبرهای قديمی به طور مفصل در نشريات و روزنامه ها طی 30 سال گذشته منعکس شده‌اند. نکته جالب در اين مصاحبه, عکس العمل کاملاً عادی وی در برابر پرسشی بود که برای نخستين بار آن را می‌شنيد؛ پرسشی که درباره پيغام ليبی به ايران برای مذاکره راجع به نحوه جنازه‌های امام موسی صدر و 2 تن از همراهانش بود. متن مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانيد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت   
 خسته از این دور ..

 

بحث ها و چالش های اساسی میان مفاهیم اساسی مسائل جامعه شناختی، تاریخ اندیشه سیاسی، جدال سنت و مدرنیته یا به قول دکتر جواد طباطبایی جدال قدیم و جدید، مباحث پیرامون عقلانیت، وحی و اختلاف پیرامون چند وچون آن، مسائل فقهی، حدود و سغور اجتهاد، عرفان و تصوف ودایره فراخ و یا محدود آن ، حقوق زنان، حقوق اقلیت های مذهبی، مطالبات ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی از حاکمیت ها، مباحث مربوط به ظهور منجی، دیدگاه های پرتناقض درباره توسعه و رشد و بسیاری از نظریه های مهم علوم انسانی هم چنان زنده و به روز هستند.

اختلافات و گاهی اوقات نزاعی که پیرامون این مسائل در محیط های علمی و آکادمیک و گاه حتی رسانه ای مطرح می گردد از نگاه کلی امری مطلوب و گزاره ای احسن است و حاکی از زنده بودن این مباحث دارد لیکن آنچه مایه ملال است و دلیلی برای این نوشته، به سرانجام نرسیدن و گاهی عدم کسب نتیجه حول این گفتارهاست. از باب مثال نامه هایی که از دوران مشروطیت برجای مانده نشان از آن دارد که دعواهای فکری آن زمان پس از گذشت بیش از یکصد سال هنوز دعواهای رایج متفکران علوم انسانی است. گویی نزاع فکری اشخاصی چون شیخ فضل الله نوری، آخوندزاده، میرزا ملکم خان و .. هم چنان و با همان درجه میان اندیشمندان ایرانی جاری است. مباحثی که امروز افرادی چون آیت الله مصباح، سروش، ملکیان، سید حسین نصر ، سید جواد طباطبایی، مجتهد شبستری و دیگران با یکدیگر دارند تکرار همان مباحث با ادبیاتی متفاوت است.

شاید مهدی نصیری ماهنامه صبح یادتان باشد، کتاب ارزشمندی تحت عنوان مدرنیته و اسلام به رشته تحریر درآورده و در آن از عدم سازگاری این دو، مستندات جالبی از قرآن کریم و احادیث و روایات جمع کرده که در نوع خود جالب و ستودنی است. این تلاش های پیگیر و مداوم با اینکه حتی اگر مخالف رای و نظر ما باشد قابل احترام و درخور تقدیر است و از دیگر سو نشان از کم کاری روشنفکران دینی دارد که هنوز حتی با عناوینی که بر پیشانی دارند مشکلشان را حل ننموده اند.

سرانجامی برای این گونه مباحث نیست اما بهتر نیست واقعیات جهان فعلی و تجربیات دیگران ( جهان غرب نیز این مباحث را تجربه کرده اند) را با چشمانی باز ببینیم. شاید زبان هنر ،موسیقی و یا حتی فیلم کمک حالمان باشد. شاید و از سر افسوس ما هنوز هم نیازمند سفرنامه نویسی هستیم..

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت   
 طوطی متحول می شود ..

 

درخبرها خواندم فریادهای درخواست کمک یک طوطی خانگی در نیوجرسی آمریکا باعث شد پلیس به خیال کمک به یک شهروند خود را به آن خانه برساند. یاد خاطره ای افتادم. 

در سفر آخری که به اصفهان داشتم یکی از بستگان دور از خانواده ای متدین و سنتی از کاسکوی زیبایی می گفت که چندی پیش از آن برایش هدیه آورده بودند. حتما می دانید که کاسکو از باهوش ترین و زیباترین انواع طوطی با قدرت اعجاب انگیزی در حفظ اصوات و کلمات و تکرار صدای انسان با همان زیر و بم هاییست که می شنود.

این کاسکو، مونس خانم خانه می شود و او هم با علاقه به تربیت و آموزشش می پردازد. به طوری که حتی راهنمای شیوه های آموزش متون طولانی و مفصل به این پرنده را تهیه می کند و براساس آن زمان قابل توجهی را به اینکار اختصاص می دهد.

خوشبختانه تلاش خانم نتیجه می دهد و کاسکوی دوست داشتنی به خوبی تربیت می شود. به نحوی که صبح ها مادامی که همه در خواب بودند سر و صدا نمی کرده و منتظر می مانده، بعد با اولین تحرکات در خانه آهسته می پرسیده: بیدار شدید؟

کاسکو، تک تک اعضای خانواده را با احترام صدا می کرد و مخصوصا مرد خانه را که مورد احترام همه بوده با لفظ آقا یا حاج آقا خطاب قرار می داد. به علاوه به مهمانان و تازه وارد خوشامد می گفته و با احترام آنها را به داخل منزل دعوت می کرده است. طوطی حتی بعضی ادعیه را یاد گرفته بود و می خواند. همین طور براثر شنیدن اذان از رادیو،  به زیبایی اذان می گفته است. او در مقابل تذکرات یا سکوت می کرده و یا با گفتن «چشم» عکس العمل نشان می داده است. 

خلاصه پس از مدتی این کاسکو در نوع خود یک یک شد و نمونه ای نداشت. به طوری که حدود 7 میلیون تومان برایش قیمت گذاشته بودند. اما اعضای خانواده چنان به او دلبستگی داشتند که کسی فکر فروشش را هم نمی کرده است. 

بر حسب قضا حاج خانم و حاج آقا عازم سفر حج می شوند و کسی در خانه نبوده تا از کاسکو نگهداری کند. یک زوج جوان از دوستان خانوادگی که درجریان موضوع قرار می گیرند برای نگهداری از پرنده خوش سر و زبان طی سفر صاحب خانه، اعلام آمادگی می کنند.

یک ماه می گذرد و حاج خانم پس از بازگشت به سراغ طوطی اش می رود و او را که سالم و سرحال به نظر می رسید به خانه بر می گرداند، اما ... چشمتان روز بد نبیند. تا حاج آقا جلو می آید، کاسکو می گوید: حاجی جون، بوس!

نفر بعدی که جلو می آید، صدای کاسکو بلند می شود که:چطور مطوری؟

و نفر بعدی: چطوری جیگر؟

حاج خانم می گفت: اول سعی کردم موضوع را خیلی جدی نگیرم. ولی هر چه می گذشت می دیدم دامنه این تغییر ادبیات بسیار فراتر از آن است که فکر می کنم.  این دفعه به او گفتم: ساکت شو. این چه طرز حرف زدنه؟

کاسکو هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت: چیه؟ خودت ساکت شو!

فهمیدم بله، کار از کار گذشته است... 24 ساعت بیشتر نتوانستم نگهش دارم و چه چیزها که در این 24 ساعت از زبانش نشنیدم. اگر می ماند معلوم نبود چه بر سر ادبیات خانواده می آمد!

طوطی نازنین 7 میلیون تومانی را به ثمن بخس و با نازل ترین قیمت به اولین متقاضی فروختم و ...

حاج خانم که این ماجرا را تعریف می کرد، با خودم می گفتم اینکه طوطی بوده، اما وای به حال خانواده هایی که با فرزندان خود چنین رفتاری دارند. بعضی پدر و مادرها فکر می کنند بچه هایشان باید عین آنها باشند؛ مقلد و مطیع بی چون و چرا. وقتی هم این بچه ها پا به جامعه و فضایی بازتر می گذارند و تلاش می کنند هویت فردی خود را بروز دهند، والدینشان خشمگین می شوند که آن گونه که ما می خواهیم رفتار نمی کنند... البته منظورم از نوع تغییر هویت کاسکوی این قصه نیست. 

حتی بعضی از مدیران امور اجتماعی و فرهنگی نیز دچار چنین اشتباهی هستند و فرقی میان ذهن خلاق، فعال، آزادی خواه و جستجو گر انسان با ذهن طوطی قائل نمی شوند. تازه، طوطی هم  که آب و هوای زندگیش تغییر کرد، چه شد؟!

ابتکار سبز

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت