تبليغاتX
اورنا
 عید سعید قربان و شب یلدای ایرانیان مبارک

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.
خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.
در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.
نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.
هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.
امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.
هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود.

در مسلخ نفس نوشته ای از استاد مختاری به مناسبت عید سعید قربان

عید قربان عنوان نوشتاری از میثم قهوه چیان

رضا مرادی غیاث آبادی


 

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت   
 زندگی و آثار یورگن هابرماس (1)

این گزارش به کلاس نظریه های جدید انسان شناسی استاد ناصر فکوهی در مقطع کارشناسی ارشد  انسان شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در نیم ترم اول 1385-86 ارائه شده است.

هابرماس کار خود را با مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی شروع می کند و اکنون در جایی است که برخی حتا او را در زمره محافظه کاران قرار می دهند ،سخنی که البته بسیار اغراق آمیز است. از ویژگی های منحصر به فرد هابرماس این است که نظراتش بسیار تو در توست و در واقع یک قالب فکری کاملا منسجم را دارد.و آنچنان نظریاتش در هم پیچیده است که تفکیک نظریه حوزه عمومی از نظریه کنش ارتباطی یا منظومه پساملی و دیگر نظریاتش بسیار سخت و ناممکن است از دیگر ویژگی های هابرماس باید به فلسفی بودن و استفاده مکرر وی از فلسفه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی نام برد که فهم بسیاری از نظراتش را با دشواری فراهم می کند.
همچنین هابرماس در بسیاری از حوزه های علوم انسانی از علوم اجتماعی تا فلسفه و زبان شناسی و حتا تحلیل مسایل سیاسی روز صاحب نظر است.
در این مختصر سعی شده است تا افکار اساسی هابرماس بیان شود و نیز پیوستگی برخی از آن ها با علوم اجتماعی و به طور خاص انسان شناسی اشاره گردد.

زندگی نامه
هابرماس، در ۱۹۲۹ در دولسدورف در شمال راین وستفالی آلمان، به دنیا آمد. پدرش، رییس دفتر صنعت و تجارت شهر و پدربزرگش، مدیر آموزشگاه محلّی بود.او از محدود نظریه پردازان مکتب انتقادی فرانکفورت است که یهودی نبود. پدرش مدیر اطاق بازرگانی و صنایع شهرشان بود، شاید به این دلیل توانست چند سالی هم در دانشگاههای کشور سوئیس تحصیل نماید. در بیست سالگی آغاز به تحصیل در رشته های فلسفه، روانشناسی و ادبیات آلمانی در دانشگاه های گوتینگن، زوریخ و بن نمود و مدّتی روزنامه‌نگار بود. از سال 1954 با سمت استادی در دانشگاه هایدلبرگ به تدریس فلسفه پرداخت. در ۱۹۵۴ از رساله‌اش با عنوان( مطلق و مفهوم تاریخ: در بررسی تضاد بین مطلق و مفهوم تاریخ در اندیشة شلینگ) دفاع کرد.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت   
 مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب استان

جمعی از بانیان و راهبران اصلاح طلب استان در جلسه ای که دیروز تشکیل شده بود تصمیم به ایجاد مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب استان نمودند. حرکتی که می تواند کمک شایانی به اتحاد و انسجام گروه های اصلاح طلب خصوصا وبلاگ نویسانی که در این جمع مشغول نوشتن هستند و در عین حال دغدغه های مشترک اصلاح طلبی داشته و دارند نماید. اورنا نیز عضو کوچکی از این جمع خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت   
 خدای من !

پيش از اينها فكر ميكردم خدا
خانه اي دارد ميان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس وخشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج وبلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره پولكي از تاج او
اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او كهكشان
رعد و برق شب صداي خنده اش
سيل و طوفان نعره توفنده اش
دكمه پيراهن او آفتاب
برق تيغ و خنجر او ماهتاب
هيچكس از جاي او آگاه نيست
هيچكس را در حضورش راه نيست
پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان دور از زمين
بود اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده وزيبا نبود
در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه مي پرسيدم از خود از خدا
از زمين، از آسمان،از ابرها
زود مي گفتند اين كار خداست
پرس و جو از كار او كاري خطاست
آب اگر خوردي ، عذابش آتش است
هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است
تا ببندي چشم ، كورت مي كند
تا شدي نزديك ،دورت مي كند
كج گشودي دست، سنگت مي كند
كج نهادي پاي، لنگت مي كند
تا خطا كردي عذابت مي كند
در ميان آتش آبت مي كند
با همين قصه دلم مشغول بود
خوابهايم پر ز ديو و غول بود
نيت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه مي كردم همه از ترس بود
مثل از بر كردن يك درس بود
مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
مثل صرف فعل ماضي سخت بود
مثل تكليف رياضي سخت بود
*****
تا كه يكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر
در ميان راه در يك روستا
خانه اي ديديم خوب و آشنا
زود پرسيدم پدر اينجا كجاست
گفت اينجا خانه خوب خداست!
گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند
گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند
با وضويي دست ورويي تازه كرد
با دل خود گفتگويي تازه كرد
گفتمش پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟
گفت آري خانه او بي رياست
فرش هايش از گليم و بورياست
مهربان وساده وبي كينه است
مثل نوري در دل آيينه است
مي توان با اين خدا پرواز كرد
سفره دل را برايش باز كرد
مي شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران حرف زد
با دو قطره از هزاران حرف زد
مي توان با او صميمي حرف زد
مثل ياران قديمي حرف زد
ميتوان مثل علف ها حرف زد
با زبان بي الفبا حرف زد
ميتوان درباره هر چيز گفت
مي شود شعري خيال انگيز گفت....
*****
تازه فهميدم خدايم اين خداست
اين خداي مهربان و آشناست
دوستي از من به من نزديك تر
از رگ گردن به من نزديك تر….
قيصر امين پور

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت   
 دختران نابغه، پدران تحصیلكرده دارند

نتیجه تحقیقات جدید نشان می دهد، غالبا دخترانی كه از نبوغ فكری بهره می برند و در زندگی خود پیشرفت های قابل توجهی دارند فرزند پدرانی تحصیلكرده  هستند.

به گزارش شبکه خبر، نشریه اینترنتی آرام در این زمینه نوشت، با وجود تفاوتهای آشكاری كه میان دو جنس مونث و مذكر وجود دارد اما در این تحقیقات ثابت شده است هر دختری به پدرش افتخار می كند و آرزو دارد شریك زندگی او شباهت ظاهری و اخلاقی به پدرش داشته باشد.

در نتیجه تحقیقات جدید آمده است ، در پس پیشرفت های قابل ملاحظه هر دختری، پدری بزرگ قرار دارد و در واقع روابط نیكوی امروز پدر با دختر ضامن پیشرفتهای فردای دختر است چنانچه روابط سطحی پدر با دخترش می تواند نتایج معكوسی داشته باشد و دختر را در زندگی با شكست روبرو سازد.

روانشناسان معاصر تاثیر رفتار پدر بر دختر را امر طبیعی می دانند و معتقدند این امر بازتابی از برخورد مهربانانه پدر با دخترش از زمان كودكی است كه غالبا با محبت شدید و ناز كردن دختر همراه است چنانچه پدر حتی در نوجوانی و جوانی فرزندش نیز همچنان با نگرانی اما دقت تمام در پی رفع خطراتی است كه می تواند دخترش را تهدید كند و همین رفتار است كه پدر را برای دختر به یك نماد تبدیل می كند تا در آرزوی شریكی در زندگی باشد كه خصوصیات پدر را یدك بكشد و بتواند با خطرهایی كه می تواند تهدیدی برای او در جامعه باشد مقابله كند. برخی از روانشناسان نیز معتقدند، پیشرفت دختر همیشه مدیون روابط نیكوی پدر با او نیست بلكه گاه زائیده كشف نبوغ فكری دختر از طرف پدر است در نتیجه پدر تمام تلاش خود را برای پرورش نبوغ فرزندش به كار می بندد.

با توجه به تاثیر پدر در پیشرفت دختر، فقدان پدر ضربه روحی بزرگی برای دختر به حساب می آید كه می تواند معادلات زندگی اش را به هم بریزد و در حقیقت سرنوشت زیبای وی را دگرگون و دختر را گوشه گیر و منزوی سازد ضمن آنكه فقدان پدر می تواند سبب تاثیر بر رفتار دختر در برخورد با جنس مخالف شود.

ماری كوری فیزیكدان مشهور كه دوبار در سالهای 1903 و باردیگر در سال 1911 جایزه نوبل را از آن خود كرد فرزند پدری باهوش بود كه استاد ریاضیات بوده است، بی نظیربوتو كه اولین و كوچك ترین نخست وزیر عصر جدید پاكستان بود دختر ذوالفقار علی بوتو رییس جمهوری اسبق پاكستان است كه حتی در زندگینامه خود از تاثیر پذیری از پدر بسیار سخن گفته است ، یا آنكه آندریا گاندی فرزند جواهر لعل نهرو است كه نامش در ابعاد روشن تاریخ اخیر هند مشاهده می شود.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت   
 فردا روز ماست روز 16 آذر

روز دانشجو بر همه ی دوستان دانشجوی هم سن و سال خودم مبارک. اگر روز ۱۶ آذر را جشن می گیریم نشان از این دارد که شعله زنده بودن و امید به تحول و بهتر زیستن در جامعه جوان ما و در بین دانشجویان روشن و جاوید است. هر گاه دانشجویان ما رو به جلو حرکت کرده اند جامعه نیز سیری رو به جلو داشته و در مسیر توسعه و بهبودی گام برداشته است. برخلاف گفته ها و شنیده ها نسل امروز حاضر در دانشگاه ها از دینداران و حافظان مذهب در جامعه ما هستند و توانسته اند عنصر ایمان را با زبان روزگار پیوندی عمیق و ریشه دار بخشند. دانشجویان سرزمین من دل و روح شان برای توسعه و پیشرفت این سرزمین و اعتلای نام بلند آوازه ی میهنشان ایران می تپد و اگر زبان تند و نیش داری دارند تنها و تنها از برای ایران است و بس.. و چه سزاوار است که حاکمان و متولیان جامعه، قدر و منزلت صدای همیشه معترض دانشجو را با آغوشی باز و با رویی گشاده تر پذیرا باشند..

دیروز فرودگاه مهرآباد و در سالن انتظار که بودم دیدم عمو پورنگ از برنامه تلویزیونی اش از خردسالی پرسید روز ۱۶ آذر چه روزیه؟ از سوالش متعجب شدم! و دیدم کودک معصومانه جوابش داد: روز کودک و تلویزیون!!

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت   
 گفتگو با جناب آقای خورشیدی

دوست خوبم سعید پور حیدر گفتگویی را با جناب آقای خورشیدی معاون سابق سیاسی و امنیتی استانداری آذربایجان غربی انجام داده است. این گفتگو بیشتر حول مسائل انتخابات آتی مجلس هشتم می باشد. متن این گفتگو را اینجا بخوانید.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت   
 شورش پسران بر پدران !

 

يادداشت هايي از عباس عبدي و هادي خانيكي

گفتگوهايي با باقر خرمشادو حميد شوكت

دانشگاه اسلامي ، انقلاب فرهنگي و جنبش دانشجويي در گفتگو با دكتر مصطفي معين

 

حساب ذخيره نذري

گفتگو با دكتر مسعود نيلي و اسحاق جهانگيريپاسخ مهدي هاشمي به منتقدان

پرونده اي درباره دانشگاه آزاد اسلامي

 

اجلاس پاييزي احزاب اسلامي  

گفتگو با دبيركل حزب موتلفه اسلامي

 

لبنان در تعليق

پرونده اي درباره انتخاب رييس جمهور لبنان

 

مرگ و زندگي در چشمان شريعتي

يادداشتي از سوسن شريعتي

 

   آناپوليس ؛ كنفرانس بي نتيجه

     يادداشتي از سيد محمد صدر

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت   
 قانون سست اعلمی !

تا به حال کمتر خواسته ام حریم اورنا را به وادی سیاست بکشانم چرا که اهل سیاست نیستم و حرفه و تخصصم را بر هر عرصه ای ترجیح داده ام اما چه کنم که امروز در سایت های خبری مطلبی از جناب اعلمی نماینده تبریز خواندم که اگر نبود عشق و ارادتم بر آستان مقدس حضرت اباعبدالله هرگز جوابش نمی دادم.

اعلمی از استیضاح کابینه امام حسین (ع) در صورت نقض قانون اساسی گفته است.. شگفتا که  جناب اعلمی هیچ شناختی از راه امام شهید شیعیان و آزادگان ندارد. اگر امروز او دم از حاکمیت قانون می زند نمی داند که حسین بن علی خون خود در راه حاکمیت قانون الله داده است. امام حسین اگر جان خود و بهترین عزیزانش را نثار دین خدا نمود از این حیث بود که از قدرت فساد آور و بی قانون و نامشروع یزید و یزیدیان بر عالمیان هشدار و تذکار دهد تا الگوی جاودانه ای باشد برای نشان دادن راه..

و از این روی است که امام ما خود عین راه است و عین قانون.. امام حسین (ع) الگو و اسوه ای ستودنی و تصویر مصوری است از نماد و جهت قانون.. امام حسین خود قانونی جهان شمول است که بشر با آن می تواند عزت و شرف و مردانگی را  با آن بسنجد و از قانون و قانون گرایی حرفی زند.. جناب اعلمی از کدامین قانون می گوید که با نقضش امام ما بر محکمه مجلس می کشاند!

اگر هنوز بشر از سرنوشت خود نا امید نشده و اگر غیرت و ایثار و دروازه شهادت هنوز باز است تنها دلیل و نمودش زنده بودن قانون اساسی (خون) امام حسین است که از برای مثال در ایام جنگ تحمیلی  همه شاهد بودیم بهترین جوانان این مرز و بوم جان و جوانی فدای حفظ آب و خاک و آبرو و آئین شان نمودند.. و تنها دلیلش تبصره ها و مواد قانون اساسی امام حسین است که بشر را قادر ساخته از آزادی و آزادگی سخنی برای گفتن داشته باشد..

آقای اعلمی برایتان متاسفم!!  شما عنوان نمایندگی مردمی را به یدک می کشید که در طول تاریخ فدائیان قانون امام حسین بوده اند.. شما عنوان وکالت مردمی را بر عهده دارید که در سرزمین من داعیه دار و حافظان حریم قانون امام حسین بوده و هستند.. یادتان باشد که ستار خان و باقر خان و دیگر شهدای تبریز اگر نام و آوازه ای دارند نامشان تنها از برای نوکری درگاه قانون اساسی امام حسین است..

و ایکاش جناب آقای اعلمی در طول مدت نمایندگی تان به جای این خطابه های پرطمطراق و فریاد های هیجانی و پوپولیستی تان اندکی هم به فکر توسعه و پیشرفت شهرتان می بودید تا این افاضاتتان به  اسم نمایندگی مردم شهید پرور و تاریخ ساز تبریز بیان نمی شد.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت   
 سن زمین

فقط تصور کنيد که بتوانيم سن زمين را که غير قابل تصور است، فشرده کنيم و ھر صد ميليون سال آن را یک سال در نظر بگيریم ! در اینصورت کره زمين مانند فردی 46 ساله خواھد بود!ھيچ اطلاعی در مورد ھفت سال اول این فرد وجود ندارد و در باره ی سالھای ميانی زندگی او نيز اطلاعات کم و بيش پراکنده ای داریم ! اما این را ميدانيم که در سن 42 سالگی ، گياھان و جنگلھا پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده اند.اثری از دایناسورھا و خزندگان عظيم الجثه تا ھمين یکسال پيش نبود ! یعنی زمين آنھا را در سن 45 سالگی به چشم خود دید و تقریبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد . در اوایل ھفته ی پيش ميمون ھای آدم نما به آدمھای ميمون نما تبدیل شدند! و آخر ھفته گذشته دوران یخ سراسر زمين را فرا گرفت. انسان جدید فقط حدود 4 ساعت روی زمين بوده و طی ھمين یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است!! بيش از یک دقيقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد و... حال ببينيد انسان در این یک دقيقه چه بلائی بر سر این بيچاره ی 46 ساله آورده است! او طی 40 دقيقه ی بيولوژیکی از این بھشت یک آشغالدانی کامل ساخته است. او خودش را به نسبت ھای سرسام آوری زیاد کرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض کرده است! سوختھای این سياره را مال خود کرده و ھمه را به یغما برده است... و الان مثل کودکی معصوم و بی تقصير! ایستاده و به این حمله ی برق آسا نگاه می کند.

Universiti Sains Malaysia, 11800
Penang Island, Malaysia

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت   
 آموزش غلط !

بچه های ایرانی خوب انگلیسی صحبت نمی کنند، به نظرم بانی و مقصر اصلی سیستم آموزشی ماست! دقت کرده اید بچه ها به صورت رسمی از سال دوم راهنمایی در مدارس آموزش زبان می بیینند تا دوره پیش دانشگاهی. یعنی به عبارتی ۶ سال آموزش! البته در برخی از مدارس خصوصا غیر انتفاعی ها از مرحله ابتدایی کلاس های زبان برگزار می شود..

اما خروجی این همه سال آموزش جز فاجعه و تلف کردن ساعات آموزشی چیز دگری نیست. اکثر بچه های ما قادر نیستند سهل ترین جملات انگلیسی را ادا کنند! آنها حتی قادر نیستند کلمات را خوب تلفظ کنند و یا آنها را بنویسند..

نقد این امر در حیطه زبان شناسان محترم می باشد لکن به نظر من سیستم آموزشی ما بیشترین تکیه گاهش در امر آموزش زبان انگلیسی بیشتر بر مطالب خشک و ملال آور گرامری است و کمتر بر گفتگو و یا گفتمان تاکید می شود. جامعه نیز به همین گونه است اگر زبانی در جامعه به صورت عادی در سطح خانه ها و یا سطوح مختلف اجتماع مورد استعمال قرار نگیرد قطعا یادگیری آن نیز بسی مشکل خواهد بود. هند کشوری است که بیشترین زبان ها و گویش ها در آن استعمال می شود لکن زبان رسمی هندی ها انگلیسی می باشد. دکتر کدیور مدتی در دانشگاه هاروارد آمریکا تدریس می نمود او به هنگام برگشت از هاروارد عنوان نمود که سیستم آموزشی آنجا قادر است هر زبانی را ظرف ۶ ماه به دانشجویانش آموزش کامل دهد! از دکتر مسعود پزشکیان هم شنیده ام گاهی در خانه و برای یادگیری فرزندانش با آنها انگلیسی صحبت می کند. دوست دیگری میگفت یکی از شرایط پاپ رهبر کاتولیک های جهان به هنگام انتخاب دانستن حداقل ۵ زبان زنده دنیاست!

تکرار و تلاش مجدانه به همراه آموزش صحیح ما را در فهم و فراگیری هر زبانی موفق خواهد نمود.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت