|
روزی که امیر کبیر گریست
در سال 1264 قمري، نخستين برنامه دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله كوبي مي كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاھي نمي خواھند واكسن بزنند. به ويژه كه چند تن از فالگيرھا و دعانويس ھا در شھر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مي شود. ھنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته اند، اميرکبير بي درنگ فرمان داد ھر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد، بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان ھمه مردم آبله مي كوبند. اما نفوذ سخن دعانويسھا و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله كوبي سرباز زدند.
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت عید شما مبارک
عید گرامی فطر مبارک..
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت ایرانی های حاضر در ناسا
پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت کاربردی کردن فلکلور
راهی برای مدرنیته ایرانی:نزدیک به صد سال است که برای سامان یافتن موقعیتی که اغلب نابسامان قلمداد می شود و هر کس به فراخور وضعیت خود و خط مشی یا سلایق و سبک زندگی اش، آن را دچار کاستی های بسیار(ولی همواره متناقض) می پندارد و یا در واقع از آن رنج می برد، رسیدن به مدرنیته و «تجدد» به عنوان راه حلی معجزه آسا پیشنهاد می شود. راه رسیدن به این مدرنیته نیز که ظاهرا برای آن یک الگوی جهانشمول متصور است، پای گذاشتن در راهی عنوان می شود که پیش از ما «کشورهای پیشرفته» بر آن قدم گذاشته اند و امروز از ثمره آن صاحب دولت های ملی و قانونیت و عقلانیتی شده اند که در سایه آنها می توانند زندگی آسوده و مرفه ای را تجربه کنند. و این باز هم ظاهرا همان گونه از زندگی است که بخش بزرگی از مردمان دنیا، که این راه را نپیموده و «در جا زده اند» و یا به تعبیر گروهی دیگر «عقب نگه داشته شدند»، از آن به بی بهره اند. استاد فکوهی |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت زوجهاي آذربايجان غربي، مقام نخست اختلافات را دارند
بلاغي، نماينده قوه قضاييه در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، ضمن بيان اين مطلب در پانصد و شصت و هشتمين جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، با اشاره به اينكه اين دفتر مراجعين خود را بر اساس موضوعات بررسي مطالعات زنان، بررسي اختلافات زناشويي، رسيدگي به پرونده اطفال، تنظيم لوايح و دادخواست، طبقهبندي كرده است، افزود: در بررسي اختلافات زناشويي (اختلاف زوجين، تقاضاي طلاق، ازدواج مجدد زوج، سوءرفتار زوج، عسر و حرج، مطالبه ديه، صلح و سازش و حضانت) بيشترين آمار مربوط به آذربايجان غربي با 2346 مورد بوده است.
بيشترين آمار اختلاف زوجين مربوط به آذربايجان غربي با 1413 مورد، تقاضاي طلاق با 611 مورد مربوط به استان سيستان و بلوچستان، (ازدواج مجدد زوج با 255 مورد، سوء رفتار زوج با 186 مورد، مطالبه ديه با 167 مورد و حضانت با 191 مورد) مربوط به استان كهگيلويه و بوير احمد و (عسر و حرج با 229 مورد و صلح و سازش با 541 مورد) مربوط به استان اصفهان ميباشد. بر اساس اين گزارش، در امر رسيدگي به پرونده اطفال، بيشترين آمار پرونده اطفال و كودكآزاري، مربوط به استان سيستان و بلوچستان بوده است كه به موسسات خيريه بهزيستي، دفاتر صدور شناسنامه، صدور حكم رشد و آموزش و پرورش براي ادامه تحصيل معرفي شدهاند.
******************* دوست عزیز و بزرگوارم جناب آقای فتاح در وبلاگ شان در مورد سفر اخیرشان به تبریز مطلب قابل تاملی نوشته اند که می توانید اینجا آن را مطالعه فرمایید. |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت بالاتر از عشق
وقتى پاى عشق به ميان مى آيد، وقتى بنا بر اين گذاشته مى شود كه خوبى را با خوبى جواب داد، وقتى قرار مى شود كه وفادارى حرف اول را بزند، آن وقت است كه بناى زندگى براساس همان پيمانى كه سر سفره عقد گذاشته مى شود، پايه گذارى مى شود. آن وقت است كه عشق هاى پاك روزهاى اول آشنايى و وفادارى از ياد نمى رود و براى هميشه در آسمان زندگى مى درخشد. آن وقت است كه سربالايى هاى زندگى سخت و طاقت فرسا به نظر نمى آيد. برق در چشمان آمنه مى درخشد يك روز با خواهرم در مورد محبت موسى حرف زدم. همان شد. خواهرم اصرار كرد و مادرم هم از پدرم خواست به موسى جواب مثبت بدهيم. من و موسى ازدواج كرديم و يك سال و نيم بعد من با او به اسلامشهر آمدم. موسى در يك خشكشويى كار مى كرد.موسى خيلى با من مهربان بود. از محل كارش كه به خانه مى آمد مرا با خودش بيرون مى برد به خاطر اينكه از خانواده ام دور بودم و دلم تنگ مى شد به من توجه زيادى مى كرد. مى گفت هرچه دوست دارى براى خودت تهيه كن برايم هديه مى خريد، تمام تلاش موسى اين بود كه من احساس خوشبختى كنم. موسى به من عشق كردن و محبت ورزيدن را در آن سالها ياد داد. وقتى فرزند اولمان كه دختر بود به دنيا آمد او مثل يك مادر به من توجه كرد. مادرم از من دور بود ولى با وجود موسى من احساس مى كردم مادرم در كنارم است و هيچ مشكلى ندارم. خدايا من به عشق اين مرد از روستا به تهران آمدم در اين شهر غريب مرا و دو بچه ام را تنها نكن. خدايا آرزو دارم با موسى در حالى كه روى پاى خودش ايستاده به خانه برگردم. اگر موسى زنده نماند به خانه برنمى گردم. خدايا به من مهلت بده تا بتوانم خوبى هايش را جبران كنم. موسى آينه را گرفت. چند دقيقه شوكه شد و بعد شروع به گريه كرد. روى صورتش دست مى كشيد. نمى توانست حرف بزند. فقط با زبان اشك با من حرف مى زد. وضع مالی این خانواده (سه بچه) بسیار اسفبار و فقیرانه بود اگر کسی خواست کمک مالی بکند از طریق پست الکترونیکی (ایمیل hidarrezaei@yahoo.com ) ارتباط برقرار کند تا شماره حساب این خانم (آمنه شیخ) ارائه شود.
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت شب قدر ست و طی شدنامه هجر
اگر ماه مبارک رمضان ، ماه «ضیافت الله» باشد که هست و خداوند در این ماه« خوان کرم گسترده و مهمان خود کرده »،گرامی ترین و نافع ترین اسباب پذیرایی در این ماه قرآن می باشد که در شب قدر با مکاشفه ای تام که جزئیات آن یقینا برای احدی سوای معصوم قابل ادراک نمی باشد بر قلب رسول اکرم (ص) نازل شد و دل دریایی حضرت، فرودگاه کلام ثقیل وحی شد که قرآن در توصیفش می فرماید :«اگر بر کوه نازل می شد آن را متلاشی می کرد».(سوره حشر آیه 21).
به نقل از وبلاگ عرشیا |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت شب 19
شب ۱۹ را طبق رسمی دیرین پای تلویزیون احیا کردم. باشد که طاعات و عبادات یکایک دوستان مورد قبول درگاه حضرت حق مورد واقع شود.
شب ۱۹ در حرم حضرت امام، حجت الاسلام ناطق نوری مراسم شب قدر را اجرا می کنند. انصافا صدای زیبا و دلنشینی دارند و مراسم را به نحو احسن برگزار می کنند. آقای ناطق در سخنرانی دیشب شان بر خلاف سال های قبل که راجع به "خطبه همام" نهج البلاغه بحث می کردند، موضوعی را مطرح فرمودند که به نظرم خیلی مهم و اساسی بود و آن خرافات رایج حول مسائل دینی بود که عده ای سود جو و کلاش از احساسات و عواطف دینی مردم سوء استفاده کرده و به اشاعه مسائل کذایی و خرافات در بین مردم می پردازند. آقای ناطق تاکید فرمودند نشر خرافه در هر مقام و منصبی هم که صورت پذیرد محکوم و غیر قابل پذیرش است. گزارشی از این جلسه را از وبلاگ حجت الاسلام ابطحی که خود در این جلسه حاضر بود می توانید در اینجا بخوانید. برنامه سحری شبکه سحر (کانال ۴) نیز فوق العاده زیبا و دلنشین بود. ویژه برنامه ای که برای آذری زبان های سراسر دنیا پخش می شود که مهمان دیشبش استاد سلیم موذن زاده بود که به صورت شور انگیز در رثای حضرت امیر (ع) مرثیه ثرایی کرد و واقعا جا دارد برای این برنامه وزین و به جا که برای اولین بار از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود بر مدیران صدا و سیما تبریک بگویم. جناب آقای ناصر حضرتی نیز راجع به این برنامه مطلبی نگاشته اند که می توانید اینجا آنرا مطالعه فرمایید. سخنران شب ۲۱ حرم حضرت امام خمینی (ره) دکتر سید محمد خاتمی است. این مراسم از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش خواهد شد. |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت تغییر
مي گويند بر سر گور کشيشي در کليساي وست مينستر نوشته شده است "کودک که بودم، مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر که شدم، متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است، من بايد انگلستان را تغيير دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم که آن نيز مقدر نشد. اينک که در آستانه مرگ هستم، مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!". |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت پیر آبادان
محمد علی ابطحی:در ایام جنگ تحمیلی یک پیرمرد کوتاه قدی بود که به دلیل جراحی مغزی در سال 51 نصف صورتش هم کج شده بود. این پیرمرد امام جمعه اسطورهای آبادان بود. هر کس از ایام جنگ چیزی به یاد داشته است نام پر افتخار غلامحسین جمی را شنیده است. هنوز زنده است با سکته ای که در سال 1382 کرد سالهاست در گوشه ی خانه ای افتاده و با ویلچر گاهی جابه جا میشود. دیروز در تهران مراسم بزرگداشت او بود. خوشبختانه بزرگداشتی در زمان حیات. مهمترین خصوصیت او این است که هیچ وقت در ایام جنگ آبادان را ترک نکرد. هر روز جمعه حتی اگر مجبور میشد با 50نفر سرباز باقیمانده در شهر جمع شود نماز جمعه را میخواند. این نمازجمعه ها در آن شرایط سخت، خبر اول رادیو و تلویزیون بود و معنای سیاسی اش این بود که آبادان با اینکه محاصره شده و در چند کیلومتری خرمشهر سقوط کرده قرار دارد، همچنان ایستاده است و جزء خاک ایران است.هر هفته خبر نماز جمعه دشمن آب و خاکمان را بدجوری کلافه میکرد. درجریان مراسم تجلیل دیروز کتابی هدیه کردند که حاوی دستنوشتههای آقای جمی در ایام جنگ است.در آن بلبشوی روزهای اولیه جنگ، خرمشهر سقوط کرده بود و اکثریت مردم آبادان به شهرهای دیگر پناه برده بودند. تمام شهر در حال بمباران شدن بود، آب و مواد غذایی نبود،سربازان خسته شده بودند و مرخصی میخواستند، همه عصبی و ناراحت، عده ای خانواده فقیر همچنان در شهر مانده بودند، خرما های کشاورزان را کسی نمیتوانست جمع کند، برای همه ی این مشکلات، تنها کسی که عنوان امامجمعه داشت و در شهر مانده بود و باید پاسخگو میبود آقای جمی بود. سه ساعتی نتوانستم کتاب خاطرات جمی را به زمین بگذارم. از حوادث عادی ای که بارها نوشته است، اینکه به اتفاق برادر و فرزندش در آن گرمای وحشتناک آبادان که در بسیاری از مواقع جنگ کمتر کسی در آن زندگی میکرد، دنبال یک لیوان آب برای 24 ساعت اش میگشته. چند جا نوشته امروز آب پیدا نکردیم چند تا انار داشتیم به اتفاق مکیدیم تا رفع تشنگی شود. یکی از برنامه های هر روزش هم سر زدن به قبور شهدای آبادان بوده که خاطرات دردناکی از خانواده ها بر سر مزار نقل میکند. او به راحتی میتوانست با استفاده از رانت امام جمعه بودن از آبادان بیرون بیاید و از تهران پیام بدهد و از رادیو آنجا پخش کنند، ولی نکرد و یکسره در آبادان ماند. این را نسل امروز خوب است بدانند در میان روحانیون چنین اسوه هایی هم بوده اند که تا ایران هست بر گردن این آب و خاک حق دارند. جمی بعد از جنگ عملا منزوی شد. حتی خبر مراسم تجلیل از او که روزی محور جنگ بود در رسانه ملی مطرح نشد. آقای جمی آنقدر شجاع و منصف بود که وقتی برای دکتر آغاجری به خاطر سخنرانیاش حکم اعدام صادر شد شجاعانه بیانیه ای داد که آغاجری و خانواده اش را به تدین و اعتقاد دینی میشناسد. خبر برگزاری سمینار بزرگداشت راهم آقای دکتر آغاجری به من داد. ستاد نماز جمعه و بنیاد شهید متولی مراسم تجلیل بودند. آقای هاشمی رفسنجانی هم سخنرانی کرد. وقتی من رسیدم سخنرانی ایشان تمام شده بود. علی معلم شعر زیبایی را در مورد جمی خواند. موقع خداحافظی رفتم روی این پیرمرد ویلچرنشین را ببوسم. از زمان مدیریت رادیو من را میشناخت. خیلی اظهار لطف کرد. |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت سخنرانی احمدی نژاد ایران را در موضع مظلومیت و حقانیت قرار داد
سخنان رییس دانشگاه کلمبیا پیش از سخنرانی اقای احمدی نژاد انصافا حیرت انگیز بود.با مهمان که کسی اینگونه سخن نمی گوید.البته ایشان در 19 سپتامبر بیانیه ای منتشر کرده بود، در آن بیانیه هم به مسایل مختلفی اشاره کرده است.از جمله به بیانیه سیپا( دانشکده روابط بین الملل دانشگاه کلمبیا) که با پیگیری و پیشنهاد دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل ، از رییس جمهور ایران دعوت کرده است.علاوه بر آن آقای رییس دانشگاه که یک وکیل سرشناس و یک مدیر پرسابقه است-. پیش از ریاست بر دانشگاه کلمبیا سال ها رییس دانشگاه میشیگان بود- به پنج موضوع اصلی اشاره می کند می گوید این موضوع ها را با صراحت تمام با رییس جمهور ایران در میان می گذارد.اما!" دیکتاتور ستمگر کوتوله" دیگر بحث و موضوع بحث نیست.فحاشی ست..تیتر برای روزنامه هاست. چنان که همین تعبیر را امروز-سه شنیه- روزنامه هاارتص اسراییل تیتر کرده است.اما یک تحلیل خواندنی هم هاارتص در همان شماره دارد.مطلب با عنوان تحلیل منتشر شده است.نوشته: در ماجرای سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بازنده اصلی اسراییل بود.
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت |
|




