|
غربت غریب حاج احمد
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت ماندلا و موگابه!
عطا مهاجرانی:دیروز در هاید پارک جشن تولد 90 سالگی نلسون ماندلا برگزار شد. انگار جهانی در پارک فشرده شده بود، تا در برابر مردی سرخم کند که کینه را شکست داد...سیمای ماندلا، طنین صدایش، کلماتش، برق اشک در چشمان پر مهرش به ما می گوید که او انسانی ست که کینه را شکست داد...البته این روز ها در همان افریقا کینه پرچم بلندی دارد که چهره ای منفور در پای چنان علم پلشتی سینه می زند.؛ رابرت موگابه...که قلم را به نام و یادش نیالائیم. |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت این تذهبون ؟!
بدان که تو یک فرمانروایی هستی همچون پیشینیان قبل از تو. خوب یا بد مردمان درباره تو قضاوت خواهند کرد و ملاک در نزد خدا همان است که مردمان درباره تو داوری کنند. زنهار که از فرمانروایی دچار غرور و خود برتربینی نشوی که آغاز سقوط توست. در امور خود مراعات میانه روی و انصاف را کن و هرگز به راه افراط و تفریط نرو. با دانشمندان و عالمان و اهل تجربه مشورت کن و از رایزنی با افراد بی ریشه و جاهل و تنگ نظر بپرهیز. نیروهای لایق و آزموده و اصیل را در کارها و ماموریت ها بگمار. در امنیت و آسایش مردم ومملکت بکوش و مواظب رفاه و فراوانی ارزاق عمومی مردم باش. در صلح و آرامش و دوری از جنگ و خونریزی و تشنج (تحکیم روابط خارجی سالم) بکوش و به سامان دادن نظام اداری و امور کشور بپرداز. مواظب امور دارایی و خراج و درآمد عمومی مردم و اقتصاد جامعه باش و نظام قضایی سالم و فعال و بی طرف را بپا دار. امور اطرافیان و افراد و نزدیکان خود را و تخلفات احتمالی آنان را تحت نظر داشته باش و گرفتاری های اهل صنعت و بازرگانان و کشاورزان را اصلاح نما و نهایتا در تحکیم و پایداری معنویات و اخلاق خود و جامعه کوشا باش که باد غرور و فوران خشم و یورش دست زبانت را کنترل کنی. برداشت از: نهج البلاغه ـ نامه ۵۳ ـ ترجمه علامه جعفری و عبدالحمید معادیخواه |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت رمز توسعه یافتگی ملت ها (3)
* این نتیجه چه نوع رفتاری است؟ این نتیجه، آن هارمونی است که در ملت آلمان وجود دارد. به همان نسبت شما ایتالیا یا فرانسه بروید که هارمونی کمتر می شود رشد و توسعه اقتصادی هم لطمه می خورد. در فضای یک کارخانه، شرکت، موسسه، دانشگاه هارمونی افراد بالاست با هم خیلی راحت تر کار می کنند تا به نتیجه می رسند. در حالی که مثلا اگر ما ایرانی ها بخواهیم روی یک پروژه ای کار بکنیم طی یک سال، هیچ معلوم نیست تا چه اندازه به دوام و تداوم آن کار پایبند باشیم. اینها در حالی است که قانون صادرات و واردات آلمان از 1954 تا حالا یک تبصره هم نخورده است. یعنی آلمانی ها یک بار نشستند و فکر کردند و اندیشه خود را روی کاغذ طراحی کردند و به آن عمل کردند. در آنجا این گونه نیست که هر فردی از راه برسد و یک چیزی به آن اضافه کند و بگوید ما قبول نداریم. اینهمه دولت در آلمان عوض شده چپ، راست، سبز آمده و این همه تحولات بزرگ بین المللی صورت گرفته است، جهانی شدن وارد چه فازهای مهمی شده، اتحادیه اروپا تشکیل شده است، جنگ سرد آمده و رفته اما قانون صادرات و واردات آلمان سرجایش مانده است. این نشان دهنده این است که بین ثبات فکری و رفتاری یک ملت و پاسخی که از مجموعه عملکردهایش می گیرد یک ارتباط مستقیم وجود دارد. خود حضرت عالی به تجربیات شخصی خود برگردید شما چند نفر ایرانی می شناسید که از لحاظ فکری و رفتاری با ثبات باشند و شما بتوانید اینها را پیش بینی کنید. افراد دائما در حال تغییرِ حرف ها و رفتارهایشان هستند. * شما می فرمایید این تحول فکری در خارج از ایران وجود ندارد؟ خیلی وجود دارد. نزدیک به سه چهارم جهان توسعه نیافته است. تحول فکری دو نوع است: یکی فلسفی است و یکی کاربردی. ملتی پیشرفت می کند که از نظر فلسفی به یک ثبات برسد. مثلا الان ما نزدیک به 25سال است که در این کشور بحث می کنیم که آیا خصوصی سازی خوب است یا خیر؟ اساسا باید باشد یا نباشد؟ به نتیجه هم نرسیده ایم. به نظر من کنفرانس، بحث، مناظره خوب است ولی حدی دارد. دولت ها می آیند و می روند، چه زمانی می خواهیم به نتیجه برسیم؟ آیا خصوصی سازی یک امری است مثبت یا منفی؟ وقتی شما به نتیجه نمی رسید در مورد خصوصی سازی آن هم پیامدهای خاص خودش را دارد. هزاران مساله تحت تاثیر دولتی شدن یا خصوصی سازی در کشور است. اما وقتی تضاد در حد فلسفی است، پیشرفت را به تاخیر می اندازد. به خاطر اینکه اختلاف بنیادی است. ما الان در کشورمان دو طرز تفکر بسیار جدی داریم که در مقابل هم هستند. مثلا یک جریان می گوید که رشد در سایه دولتی شدن است و یک تفکر می گوید رشد در سایه خصوصی سازی است. * در مورد اول ـ دولتی شدن ـ امروز از حمایت نخبگان برخوردار نیست، پیش از این، خیلی راحت تر این موضوع را طرح می کردند. اما احساس می شود که هم اکنون یک جور جمع بندی ذهنی بین شان بوجود آمده است؟
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت |
|

