|
سیدمحمدصادق خرازی، سفیر کبیر فرهنگ
صادق خرازی، دیپلمات فرهنگی و فرهنگپرور ایران، سال ۱۳۴۲، در روز میلاد حضرت محمد (ص) دیده به جهان گشود. مرکز فرهنگی شهرکتاب، روز یکشنبه، اول اسفند، جشن تولدی را برای این سفیرکبیر فرهنگی ترتیب داد تا جامعهی ادبی، علمی و هنری بتواند از سه دهه خدمات وی قدردانی کنند. سفیر سابق ایران در سازمان ملل متحد، سفیر سابق ایران در فرانسه و عضو هیات امنای مرکز بینالمللی گفتوگوی تمدنها در ژنو، در پایان مراسم، در سخنانی کوتاه، بر ارزش فرهنگ تاکید کرد و گفت: «امیدوارم دولتها قدر فرهنگ را بدانند که فقط با ارجگذاری نسبت به فرهنگ است که میتوان قدر ملت را دانست.»
درکی عمیق از صفت رحمانیت پیامبر اسلام سیدمحمود دعایی، مدیر مسئول روزنامهی اطلاعات، با تاکید بر اهمیت صفت «رحمانیت» پیامبر اسلام گفت: «سید صادق خرازی جنبهی رحمانیت رسول الله را به درستی درک و آن را به بهترین نحو در زندگیاش پیاده کرده است. وی همچنین کوشیده تا همواره پناه بیپناهان و یاور مظلومان باشد.» دعایی در ادامه یادآور شد: «آقا صادق در دورانی که بسیاری از سرمایههای علمی، ارزشی و تکنیکی ما بنا به دلایلی ایران را ترک کرده بودند، مرجعی مطمئن برای پناه آنان بود و سرانجام توانست رابطهی بسیاری از این شخصیتهای ارجمند را با میهنشان برقرار و زمینهی بازگشتشان را فراهم کند. وی علاوه بر صفاتی چون سخاوت، بینیازی مادی و هنرشناسی، همواره از درک و تحلیل درستی نیز برخوردار بوده است.»
نقش کلیدی در بازپسگیری خرمشهر بهاالدین خرمشاهی، قرآنپژوه، با اشاره به اینکه «خرازی انسانی چندساحتی است و دربارهی هر یک از ساحتهای شخصیتی و فکری وی ساعتها میتوان صحبت کرد»، افزود: «ایشان با حس عمیق و شگرف میهنپرستیای که دارد، بیاینکه خود ادعایی در این زمینه داشته باشد، یکی از افرادی محسوب میشود که در بازپسگیری خرمشهر نقشی کلیدی ایفا کردند.» خرمشاهی خاطرنشان کرد: «ایشان قرآنهای نفیسی در گنجینهی آثار هنریاش دارد و گنجینهی شخصیاش قابل قیمتگذاری نیست. انتشار قرآن نیریزی، مصحف ایران، مصحف ارسنجانی و مصحف نور یا با اهتمام شخص ایشان انجام شده یا با یاری ایشان، چه از نظر مادی و چه از نظر فکری و مدیریتی میسر شده است.»
تجسم ویژگیها و اصالتهای فرهنگ ایران پروفسور رشدی راشد، استاد ممتاز تاریخ علم در مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه، در پیامی که برای گرامیداشت خرازی ارسال کرده بود، چنین نوشته است: «سفیرانی هستند که در محل ماموریتشان نمایندهی دولت متبوع خودند و بیشتر به کارنامهی دیپلماتیک و پیشرفت شخصیشان میاندیشند. سفیران دیگری هم هستند که شمارشان بسیار کمتر است و تجسم ویژگیها و اصالتهای فرهنگ و کشور خودند و برای جایگاه کشور و فرهنگشان در جهان و آیندهی آن تلاش میکنند. سیدمحمد خرازی یکی از نمایندگان واقعی گروه اخیر است.»
به آسانی خوبی کردن کار سادهای نیست حسین معصومی همدانی، استاد دانشگاه و عضو پیوستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گفت: «کسانی که ایشان را میشناسند راحتی و طبیعی بودن رفتار ایشان را خیلی زود درک میکنند. ایشان در خوب بودن و خوبی کردن هم راحت هستند. شاید به نظر برسد خوب بودن کار سادهای است، اما این رفتار بدون کوششهای طولانی میسر نیست. توداری و دوپهلو سخنگفتن از خصوصیات دیپلماتهاست، ولی ایشان نقطهی مقابل این ویژگیها را دارا هستند و به نظر من یکی از دلایل موفقیتشان در عرصهی دیپلماسی هم همین ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی است.»
همت عالی علیاکبر اشعری، رئیس سابق کتابخانهی ملی به همت والای خرازی اشاره و تصریح کرد: «اگر درک انسان از خودش واقعیتر و نزدیک به حقیقت باشد، از همت بالاتری هم برخوردار خواهد شد و همین همت والاست که سبب میشود انسان موفق به انجام کارهایی شود که دیگران نمیتوانند. صادق خرازی درکی عمیق از خود دارد و بر پایهی همین شناخت است که به همتی عالی دست یافته. ایشان به هر کاری دست بزند، آن را کاری بزرگ میداند و با توجه به بزرگی آن کار، به انجامش اقدام میکند.»
تلاش برای تشکیل دورههای آموزشی زبان فارسی دکتر حسین بیکباغبان، استاد دانشگاه استراسبورگ فرانسه، به تلاشهای خرازی در تشکیل و تکمیل دورههای زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه استراسبورگ اشاره کرد و گفت: «سالهایی ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴، بعد از سالها تدریس در رشتهی ایرانشناسی در دانشگاه استراسبورگ، پیشنهاد ایجاد پست دانشیاری را برای این رشته مطرح کردم. در تقاضای بعدی خود و با هدف تشکیل دورههای لیسانس تا دکتری در رشتهی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه استراسبورگ، به نزد آقای خرازی رفتم و موضوع را طرح کردم. چندی بعد از دفتر ایشان و از دفتر نمایندهی ایران در یونسکو با من تماس گرفته شد و خبر دادند وزیر وقت علوم به زودی به پاریس سفر خواهد کرد و فرصت خوبی برای طرح این موضوع پیش آمده است. در دیدار با وزیر علوم، آقای خرازی حضور داشتند و اگرچه در آن دیدار به نتایج مطلوبی نرسیدیم، پیگیریهای آقای خرازی با وزارت علوم و از ریاست وقت جمهور، سبب شد وزارت علوم ایران یک پست آموزشی برای دانشگاه استراسبورگ در نظر بگیرد. بدین ترتیب از سال ۲۰۰۵ بدین سو در این دانشگاه از مقطع لیسانس تا دکتری، زبان و ادبیات فارسی آموزش داده میشود.»
توجه به ظرفیتهای جدید جهانی احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران، خرازی را شخصیتی چندبعدی دانست و با بیان اینکه «چندبعدی بودن شخصیت، جامعیتی به دیدگاههای ایشان داده» افزود: «وی نوآورانه میاندیشد و در این نوآورانه اندیشیدن، هم نگاهی به پیشینه و سنت ایرانی دارد و هم توجه به ظرفیتهای نوین جهانی. او از ظرفیتهای جهان امروز در مسیر روزآمد شدن فرهنگ آیینی و کهن ایرانی بهره میبرد و جالب اینکه هیچ از این دو را به سود دیگری مصادره یا انکار نمیکند.»
عشق به زندگی دکتر مهدی حجت، متخصص تاریخ، معماری و فرهنگ ایران، عشق به زندگی و توانایی در مدیریت آن را خصوصیت ممتاز خرازی شمرد و تصریح کرد: «در دید آقا صادق زندگی امری است ارزشمند که باید آن را برای خود و دیگران به سامان رساند. ارزشمندی انسان و زندگی، جوهر تفکر خرازی است و بر اساس همین پایهی فکری بود که وقتی در خارج از ایران، چه در نیویورک و چه در پاریس حضور داشتند، زمینهی انتقال بسیاری از ارزشهای فکری و هنری ایرانیان ساکن در خارج از کشور را به داخل فراهم کردند.»
ایمان شورانگیز دکتر محمدابراهیم انصاری لاری، رئیس دانشگاه حافظ شیراز گفت: «هر آنچه در کارنامهی صادق میبینیم، بزرگ است و سترگ و داشتن چنین کارنامهای جز به مدد عشقی عظیم و ایمانی شورانگیز میسر نیست. گنجخانهای که صادق از هنر ایرانی ـ اسلامی تدارک دیده، اگرچه شاید در وهلهی نخست گردآوری آن از سر ذوق شخصی آغاز شده باشد، بعدتر به سنگری برای پاسداشت ارزشهای هنرورزانهای بدل شده که درهجوم نمادهای الکترونیکی در حال نابودی است.»
فاتح قلبها سیدمحمد بهشتی، معمار و رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی ایران، با تاکید بر این نکته که «تخصص صادق فتح خرمشهرهاست» یادآور شد: «خرمشهر یعنی شهری که خرم است و این شهر خرم به هر نحو از سرزمین فرهنگیاش جدا شده. صادق، فاتحی است خلاق، خوش سلیقه، پیجو، مدیر و مدبر. او فقط در پی شهرها نیست؛ بلکه در جستجوی انسانهایی است که از خرمشهر خود جدا افتادهاند. این انسانها هم لزوما آدمها مطرحی نیستند. من شاهد خرمشهرهای کم سن و سالی بودهام که رابطهشان با صادق از نوع همان رابطهای بود که شاهرخ مسکوب با صادق داشت. صادق زندگی خود را صرف فتح خرمشهرها کرده و از همین رو کارهایش اصیل هستند و معنایی عمیق پیرامونشان پدید آمده است.»
تلفیقی از شوق و شفقت آیدین آغداشلو، نقاش و متخصص آثار هنری، به سابقهی آشناییاش با خرازی اشاره کرد و گفت: «من سالها پیش به واسطهی محمد احصایی با آقا صادق آشنا شدم. او را مردی دیدم که یکتنه میکوشید یک جفای عظیم عمومی را جبران کند. آن زمان خطکشی صریحی بین نسلها وجود داشت و ما در طیفی خاکستری قرار داشتیم. وی این طیف را درمییافت و درک میکرد. چنین کاری از طبع کسی برمیآید که شوق و شفقت را توامان داراست. شوق و شفقت او، هم مایه گردآوری بیمانندترین مجموعهی شخصی ایران شده است و هم مایهی گردآوری حلقهای از هنرمندانی که صادق اجازه نداد دست تتاولگر ایام آنها را بیش از این پراکنده کند.»
الگویی برای جامعه فرهنگی مهدی فیروزان، مدیرعامل موسسهی شهرکتاب با اشاره به ضرورت معرفی الگوهای مثبت به جامعه گفت: «تحلیل شخصیت و شناخت مراحل رشد انسانهایی بزرگ چون صادق خرازی، مسیری است که بایستی با هدف رسیدن به توسعهی انسانی پیموده شود. آقا صادق تمام وجودش را وقف فرهنگ کرده و عاشقانه زندگی میکند. خیلیها ممکن است عاشق فرهنگ باشند، اما در راه این عشق ایثار نکنند. اما صادق خرازی ایثارگرانه مسیر فرهنگ را میپیماید و اگر قرار باشد او را در جملهای تعریف کنم خواهم گفت: صادق متعلق به خودش نیست؛ بلکه متعلق به عرصهی فرهنگی است.»
صادق، صادق است علیاصغر محمدخانی، معاون فرهنگی موسسهی شهرکتاب، با اشاره به اینکه غالب دوستان صادق خرازی وی را با نام کوچک صدا میزنند خاطرنشان کرد: «او با وسعت دیدی کمنظیر، همواره به کرامت انسانها توجه کرده و از همین رو مورد اعتماد اهل فرهنگ بوده است. صمیمیت و صداقت او مثالزدنی است و به تعبیر زندهیاد رضا سیدحسینی، آقا صادق چنان با نخبگان فرهنگی رفتار میکند که گویی در حال مواجهه با عالیترین مقام دولتی است.»
در این مراسم بخشی از مکالمهی تلفنی دکتر احمد مهدویدامغانی دربارهی سیدمحمدصادق خرازی پخش شد. مراسم بزرگداشت سید صادق خرازی با اهدای هدایایی به ایشان در حالی پایان یافت که در میان جمع چهرههای شاخصی چون «عباس کیارستمی»، «شاپور اعتماد»، «ضیا موحد»، «طهمورث ساجدی»، «احمد محیط طباطبایی»، «اسماعیل بنیاردلان» و ... حضور داشتند.
صادق خرازی فوق لیسانس مطالعات خاورمیانه از دانشگاه نیویورک و دانشجوی دکتری تاریخ و سیاست دانشگاه دورهام انگلستان است. او تا کنون از دانشگاههای «روابط بین الملل اکراین»، «روسیه»، «دولتی بیشکک قزاقستان» و «اوشی» دکترای افتخاری گرفته است. خرازی در هیات مدیرهی شهرکتاب، هیات امنای بنیاد ایرانشناسی، هیات امنای انجمن مفاخر ملی ایران، هیات امنای پژوهشگاه میراث فرهنگی، هیات رئیسه و امنای دانشگاه حافظ شیراز، شورای سیاست گذاری مرکز گفتوگوی تمدنها در تهران، شورای سیاستگذاری مرکز گفتوگوی تمدنها در ژنو، هیات امنای کتابخانه و موزه ملی ملک و هیات امنای موسسه انتشاراتی هرمس عضویت دارد. از آثار او میتوان به ترجمهی «قلب اسلام» نوشتهی دکتر نصر، گردآوری مجموعه نظرات آسیا دربارهی گفتوگوی تمدنها و گردآوری مجموعه اسناد امریکا اشاره کرد. |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در دوشنبه دوم اسفند 1389 و ساعت ضرورت پیشگیری از یک شرم ابدی
ابوالفضل فاتح : مغایرت آشکار برنامه ها ی یک کلیسا در فلوریدای آمریکا (مرکز کمک رسانی جهانی کبوتر)برای آتش زدن قرآن، کتاب مقدس مسلمانان در سالگرد یازده سپتامبر با اصول شناخته شده ی احترام به ادیان الهی و همزیستی مسالمت آمیز موحدان بر کسی پوشیده نیست. عملی که با هیچیک از تعاریف و منطق های پذیرفته شده ی آزادی بیان و مصالح انسانی سازگاری نداشته و اقدامی تهاجمی با پیامدهای بس ناگوار و آسیب زاست. سخره آنکه این اقدام توسط مرکزی صورت می گیرد که مطابق نامش باید پیام آور صلح و آرامش باشد نه خشونت و نفرت. یازده سپتامبر جنایتی آشکار علیه بشریت بود که یکپارچه از سوی پیروان همه ی ادیان بدرستی محکوم گردید. بازیخوردگان و تروریست های القاعده و طالبان گرچه خود را به اسلام منتسب کرده اند، اما سمبل انحراف از قرآنند و نسبتی با اسلام پذیرفته شده ی اکثریت مسلمانان ندارند. مسلمانان و خاورمیانه خود قربانیان درجه اول شیوه ها و تفسیرهای ناصواب آنانند و عمل این گروه نباید به نام دین رحمانی و کتاب رهایی بخش قرآن نوشته شود. مسلمانان آگاه با هر نوع خشونت بین دینی و تعدی به هر یک ازادیان و کتب الهی مخالفند و آن را بر خود حرام می شمارند، اما متاسفانه بیش از دو دهه است که با موجی از اهانت های حساب شده به ارزشهای اسلامی مواجهند که دامنه ی وسیعی از اماکن و شخصیت ها ی مذهبی، به ویژه اهانت به پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و اینک قرآن کریم را هدف قرار داده است. بعید است که برنامه ی رسوا و خطرناک قرآن سوزی صرفا از اندیشه های انحرافی و اسلام هراسانه ی یک کشیش نشات گرفته باشد و چه بسا که همچون بسیاری از موارد پیشین توطئه ای حساب شده برای انحراف افکار، رنجش مسلمانان، تعمیق شکاف بین ادیان و تثبیت افراطی گری ها باشد. این چنین گناهی عظیم در خاک آمریکا سند گناه و شرم ابدی ملتی خواهد بود که همچنان به مذهبی بودن مفتخر است و معتقد به نقش خود در پیشبرد تمدن بشری و احترام به آزادی ادیان است. بعید است آمریکائیان از میزان حساسیت مسلمانان به کتاب مقدسشان بی اطلاع باشند و بعید است ندانند که کتاب سوزی برای هیچ کیش و آیینی افتخار و حیثیت نیاورده است چه رسد به قرآن سوزی که جریحه ای عمیق بر دل و جان مسلمانان بر جای خواهد گذاشت و آمریکا را در منظر آنان بیش از پیش فرو خواهد کاست. تا همینجا روشن می شود که تا چه اندازه جریانات افراطی و خشونت آفرین در جامعه ی آمریکا ریشه دوانیده است. اندکی تامل برنامه ی کشیش منحرف کلیسای فلوریدا را آن روی سکه ی یازده سپتامبر و در ردیف ترور معنویت و اخلاق و اقدام عیه صلح و امنیت جهانی قرار می دهد. جهانی که خسته از خشونتها و شکاف های بشری محصول قدرت طلبی ها و افراطی گری ها بیش از هر زمان نیازمند به آرامش، اخلاق و معنویت است. گرچه آمریکا اقدام به محکوم کردن این برنامه نموده، اما مسئولیت خطیر دولت و کلیسای آمریکا در پیشگیری و ممانعت از این اقدام همچنان باقی است واستناد شهردار نیویورک به حق آزادی بیان مندرج در متمم اول قانون اساسی آمریکا در این مورد رویکردی بسیار ناموجه، غیر عاقلانه و غیر مسئولانه است. در این مقطع ابراز مخالفت بی تعارف با این پدیده ی شرم آور و خشونت آفرین وظیفه ی آزادی خواهان شمرده شده و بر دولت و کلیسای آمریکاست که با اقدام پیشگیرانه نگذارند چنین برگ سیاهی در تاریخ مناسبات آنان با مسلمانان نگاشته شود. ابوالفضل فاتح |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت مرهم تسلی بخش
شبکه محترم چهار سیما دیشب ویژه برنامه درخور و قابل تحسینی نسبت به بزرگداشت امام موسی صدر پخش نمود. برنامه ای که با سه محور سرنوشت امام، اندیشه های امام و نقل قول هایی از عظمت و بزرگی آقای صدر داشت و در کل جالب توجه می نمود. آنچه که از دیدگاه من قابل تامل است و بیشتر می باید روی آن تمرکز کرد پیگیری سرنوشت امام است. بالاخره پس از گذشت بیش از سی سال از این ربایش تلخ تاریخی می باید اسرار این تاریکخانه مخوف روشن گردد. می باید معلوم شود که امام کجا هستند و دارای چه سرنوشتی! اندیشه های امام تا حدودی توسط انسان های فرهیخته و فاضل به جامعه معرفی شده ، اما آنچه که نشده پیگیری مستمر و قابل توجه درباره تعیین سرنوشت ایشان می باشد. اگر آقا موسی صدر بیایند چه مرهمی تسلی بخش بر زخم های جامعه ما خواهند بود، وجود او مظهر رحمت و بخشندگی است کاش می بود و این جامعه را با مهربانی آشتی می داد ! |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 و ساعت علی و باز هم علی
ماه مبارک را به صفت علی می شناسند تلاقی و شناخت این ماه را به شناخت علی نسبت داده اند. علی هنوز هم ناشناخته مانده هنوز هم در غربت غریبانه خود می سوزد هنوز هم علی سری گریان در چاه دارد! علی راهی دارد و سیره و مسلک و مرامی و همه ما نه در این راه که در بیراهه ایم، نمی دانم با اینکه همگان در شیوایی و بلاغت کلمات و گفته های علی تردیدی به دل راه ندارند اما این چه سری است که عامل به راه علی این گونه سخت و دشوار می نماید؟ علی بودن و راه علی را پیمودن گویی تبدیل به فسانه گشته! |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه هفتم شهریور 1389 و ساعت در دفاع از آزادی بیان
این روزها در هر جایی که رسانه و خبر در میان ایرانیان جایگاهی دارد سخن روز ، واکنش به اظهارات جناب آقای مهندس مشایی نقل مجالس و محافل گشته است. روال و مبنای کثیری از اظهار نظرها در ردیه و محکومیت سخنان ایشان می باشد اما ادبیات فردی که سخنی را بیان نموده با افرادی که مخالف دیدگاه و رای او هستند زمین تا آسمان با یکدیگر متفاوت می باشد. گوینده دیدگاه خود را درباره موضوعی (مکتب ایرانی) ابراز داشته و عقاید خود را به صورت مبسوط اعلان کرده اما منتقدین و مخالفین بجای برخوردی علمی و ارائه پاسخ های مستدل عمدتا به ناسزاگویی و هتاکی گوینده روی آورده اند. این سبک و سیاق و نحوه برخورد نوعی شرایط نابرابر و بازی ناعادلانه و غیرمنطقی است. می توان با اندیشه های جناب آقای مشایی مخالف یا موافق بود ، می توان بی رحمانه اما منصفانه کلمه به کلمه سخنان و افکار ایشان را به تیزی شمشیر نقد سپرد لیکن نمی توان به گوینده رکیک ترین کلمات و دشنام ها را نثار کرد که چرا صاحب فلان دیدگاه و عقیده ای! آزادی بیان حق طبیعی هر انسانی است و جوامع متمدن یاد گرفته اند که پاسخ عقیده و فکر را صرفا با اندیشه و رای و نظر می توان داد نه با دشنام و ناسزاگویی.. افکار عمومی بهترین داوران در تشخیص این امرند و بخوبی سره و ناسره را در این زمینه مورد طبع و نظر خود قرار خواهند داد اما آنچه مایه تاسف و تاثر می باشد این است که تجربه حرمت رای و نظر و فکر هر چند که مخالف عقاید و آرا ما نیز باشد هنوز در ارکان فکری بخش مهمی از جامعه ما تثبیت نشده است. زيباكلام: من از مشايي حمايت مي كنم |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 و ساعت مهرنامه چهارم
شماره چهارم مهرنامه منتشر شد. |+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 و ساعت |
|


