تبليغاتX
اورنا
 غربت غریب حاج احمد
|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت   
 ماندلا و موگابه!

عطا مهاجرانی:دیروز در هاید پارک جشن تولد 90 سالگی نلسون ماندلا برگزار شد. انگار جهانی در پارک فشرده شده بود، تا در برابر مردی سرخم کند که کینه را شکست داد...سیمای ماندلا، طنین صدایش، کلماتش، برق اشک در چشمان پر مهرش به ما می گوید که او انسانی ست که کینه را شکست داد...البته این روز ها در همان افریقا کینه پرچم بلندی دارد که چهره ای منفور در پای چنان علم پلشتی سینه می زند.؛ رابرت موگابه...که قلم را به نام و یادش نیالائیم.
اکنون همه ما شماره زندانی؛ نلسون ماندلا را از حفظیم. 46664 در سال 64 میلادی او نفر 466 بود که به زندان افکنده شد. 27 سال در زندان ماند.18 سال در جزیره روبن .
یک دم تصور کنیم اگر ماندلا با اندیشه و رویکرد انتقام گیری و کینه کشی از زندان بیرون می آمد. چه اتفاقی می افتاد؟
رنگ خون هیچ کس سیاه یا سپید بر دستان ماندلا نیست. نام او هیچ اندوهی را درخلوت هیچ کس بیدار نمی کند.
دو روز پیش وقتی در باره مصیبت های دنیای امروز سخن گفته بود. از تراژدی رهبری در زیمبابوه نام برد. رهبری شکست خورده.
ماندلا یک رهبر پیروز است و موگابه رهبر شکست خورده. کلید شناخت ماندلا محبت است، و کلید شناخت موگابه کینه. محبت آبادان می کند و کینه ویران...
مردم افریقای جنوبی بسی خوشبخت بودند که رهبرشان در مبارزه با تبعیض نژادی و ستم گسترده ی ناشی از آن یک انقلابی دو آتشه نبود. حکیم بود. زندان و رنج و درد، چراغ مدارا ومهر او را افروخت...

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت   
 این تذهبون ؟!

بدان که تو یک فرمانروایی هستی همچون پیشینیان قبل از تو. خوب یا بد مردمان درباره تو قضاوت خواهند کرد و ملاک در نزد خدا همان است که مردمان درباره تو داوری کنند. زنهار که از فرمانروایی دچار غرور و خود برتربینی نشوی که آغاز سقوط توست. در امور خود مراعات میانه روی و انصاف را کن و هرگز به راه افراط و تفریط نرو. با دانشمندان و عالمان و اهل تجربه مشورت کن و از رایزنی با افراد بی ریشه و جاهل و تنگ نظر بپرهیز. نیروهای لایق و آزموده و اصیل را در کارها و ماموریت ها بگمار.

در امنیت و آسایش مردم ومملکت بکوش و مواظب رفاه و فراوانی ارزاق عمومی مردم باش. در صلح و آرامش و دوری از جنگ و خونریزی و تشنج (تحکیم روابط خارجی سالم) بکوش و به سامان دادن نظام اداری و امور کشور بپرداز. مواظب امور دارایی و خراج و درآمد عمومی مردم و اقتصاد جامعه باش و نظام قضایی سالم و فعال و بی طرف را بپا دار. امور اطرافیان و افراد و نزدیکان خود را و تخلفات احتمالی آنان را تحت نظر داشته باش و گرفتاری های اهل صنعت و بازرگانان و کشاورزان را اصلاح نما و نهایتا در تحکیم و پایداری معنویات و اخلاق خود و جامعه کوشا باش که باد غرور و فوران خشم و یورش دست زبانت را کنترل کنی.

برداشت از: نهج البلاغه ـ نامه ۵۳ ـ ترجمه علامه جعفری و عبدالحمید معادیخواه

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت   
 رمز توسعه یافتگی ملت ها (3)

* این نتیجه چه نوع رفتاری است؟

این نتیجه، آن هارمونی است که در ملت آلمان وجود دارد. به همان نسبت شما ایتالیا یا فرانسه بروید که هارمونی کمتر می شود رشد و توسعه اقتصادی هم لطمه می خورد. در فضای یک کارخانه، شرکت، موسسه، دانشگاه هارمونی افراد بالاست با هم خیلی راحت تر کار می کنند تا به نتیجه می رسند. در حالی که مثلا اگر ما ایرانی ها بخواهیم روی یک پروژه ای کار بکنیم طی یک سال، هیچ معلوم نیست تا چه اندازه به دوام و تداوم آن کار پایبند باشیم. اینها در حالی است که قانون صادرات و واردات آلمان از 1954 تا حالا یک تبصره هم نخورده است. یعنی آلمانی ها یک بار نشستند و فکر کردند و اندیشه خود را روی کاغذ طراحی کردند و به آن عمل کردند. در آنجا این گونه نیست که هر فردی از راه برسد و یک چیزی به آن اضافه کند و بگوید ما قبول نداریم. اینهمه دولت در آلمان عوض شده چپ، راست، سبز آمده و این همه تحولات بزرگ بین المللی صورت گرفته است، جهانی شدن وارد چه فازهای مهمی شده، اتحادیه اروپا تشکیل شده است، جنگ سرد آمده و رفته اما قانون صادرات و واردات آلمان سرجایش مانده است. این نشان دهنده این است که بین ثبات فکری و رفتاری یک ملت و پاسخی که از مجموعه عملکردهایش می گیرد یک ارتباط مستقیم وجود دارد. خود حضرت عالی به تجربیات شخصی خود برگردید شما چند نفر ایرانی می شناسید که از لحاظ فکری و رفتاری با ثبات باشند و شما بتوانید اینها را  پیش بینی کنید. افراد دائما در حال تغییرِ حرف ها  و رفتارهایشان هستند.

 * شما می فرمایید این تحول فکری در خارج از ایران وجود ندارد؟

 خیلی وجود دارد. نزدیک به سه چهارم جهان توسعه نیافته است. تحول فکری دو نوع است: یکی فلسفی است و یکی کاربردی. ملتی پیشرفت می کند که از نظر فلسفی به یک ثبات برسد. مثلا الان ما نزدیک به 25سال است که در این کشور  بحث می کنیم که آیا خصوصی سازی خوب است یا خیر؟ اساسا باید باشد یا نباشد؟ به نتیجه هم نرسیده ایم. به نظر من کنفرانس، بحث، مناظره خوب است ولی حدی دارد. دولت ها می آیند و می روند، چه زمانی می خواهیم به نتیجه برسیم؟ آیا خصوصی سازی یک امری است مثبت یا منفی؟ وقتی شما به نتیجه نمی رسید در مورد خصوصی سازی آن هم پیامدهای خاص خودش را دارد. هزاران مساله تحت تاثیر دولتی شدن یا خصوصی سازی در کشور است. اما وقتی تضاد در حد فلسفی است، پیشرفت را به تاخیر می اندازد. به خاطر اینکه اختلاف بنیادی است. ما الان در کشورمان دو طرز تفکر بسیار جدی داریم که در مقابل هم هستند. مثلا یک جریان می گوید که رشد در سایه دولتی شدن است و یک تفکر می گوید رشد در سایه خصوصی سازی است.

 * در مورد اول ـ دولتی شدن ـ امروز از حمایت نخبگان برخوردار نیست، پیش از این، خیلی راحت تر این موضوع را  طرح می کردند. اما احساس می شود که هم اکنون یک جور جمع بندی ذهنی بین شان بوجود آمده است؟


ـ بله هست، در کشور ما  قوی هم هست. البته صبحت کردن با اعتقاد داشتن خیلی متفاوت است. حالا اگر آقای اوباما رئیس جمهور آمریکا شود آیا او در 21 ژانویه 2009 میلادی اعلام می کند که من مخالف سرمایه داری هستم؟ یا من مخالف کار با اروپا هستم؟  من می خواهم روابطمان را با ژاپن از امروز قطع کنم؟ هیچ کدام از این حرفها را نخواهد زد. به خاطر اینکه آن سیستم به ثبات فلسفی رسیده است و کسانی که به قدرت می رسند آن ثبات فلسفی را بنابه مقتضیات زمان عملیاتی می کنند. یک زمانی بود در دهه 50 میلادی یک اتومبیل که ساخته می شد حدود یک تن آهن داشت. الان گفته می شود مقدار آهنی که در یک اتومبیل مدرن هست حدود 50 کیلو است. می بینید که اتومبیل سرجایش هست. اکنون اتومبیل هایی ساخته می شود خیلی راحت  است، اما پیشرفت فن آوری ما را به جایی رسانده که به جای یک تن آهن 50 کیلو آهن استفاده می کنیم. این تکامل صنعتی شدن است. بنابراین، تضادهای کاربردی خیلی خوب هم هست و باعث پیشرفت می شود. این تضادهای فلسفی است که مشکل دارد یعنی تضاد در تعاریف کلیدی. یک مثال دیگر می زنم شاید مرتبط تر با موضوع باشد. در کشورمان چندین وزارت ارشاد طی دو دهه اخیر داشته ایم. در یک وزارت ارشاد تیمی داریم که معتقد است ما باید بگذاریم کتاب ها چاپ شوند و مردم انتخاب کنند که چه کتابی را بخوانند و کدام کتاب را نخوانند. بنابراین خط قرمزی برای چاپ این دسته کتاب ها وجود ندارد. مگر اینکه توهین به مقدسات دینی صورت بگیرد. بنابراین، بقیه را باید بگذاریم بازار و مردم مشخص کنند. طرز تفکر دیگری می گوید شما باید جلوی چاپ بسیاری از کتاب ها را بگیرید. چون ممکن است افراد این ها را بخوانند و انحراف فکری پیدا کنند. این یک اختلاف فلسفی است. در واقع، در طرز تفکر اول می گوید که مردم یا بازار تشخیص می دهند. در این طرز تفکر عده  ای می خوانند و یک عده دیگر نمی خوانند. یک طرز تفکر دیگر می گوید که من دولت هستم وظیفه دارم جلوی انحراف را بگیرم. چرا یک کتاب باید چاپ بشود تا یک عده منحرف شوند. بنابراین من باید چاپ کتاب را کنترل کنم.  پس می بینید  اینجا اختلاف از نظر چاپ کتاب در ارشاد یک بحث فلسفی است. این اختلاف به لحاظ کاربردی، ابزاری یا سیاستگزاری های جاری نیست.  بس ما نتوانستیم به یک جمع بندی برسیم. از منظر جامعه شناسی اگر به این قضیه نگاه کنید ـ به خاطر اینکه جامعه ایرانی در آن رنگین کمان اندیشه وجود دارد ـ ما انواع و اقسام جهان بینی ها و گرایش ها داریم. در حالی که  اگر به ژاپن بروید و حدود سه، چهار ماه در آنجا زندگی کنید و به شهرهای مختلف بروید می بینید نود درصد مردم آنجا به اشتراک فلسفی رسیده اند که تعریف واقعی زندگی چیست؟ ما باید چه گونه زندگی کنیم؟ با کدام جهان باید ارتباط داشته باشیم؟ و چگونه باید ارتباطات اجتماعی خود را تنظیم کنیم؟ آن هارمونی و اشتراک فلسفی  بعد از اختلاف در ژاپن کجاست؟ چه گونه ثروتمان را افزایش دهیم؟ ما معتقدیم که باید صنعتی بشویم. باید صادرات زیاد داشته باشیم. اما ممکن است یک زمانی با ابزار های خاص به  این هدف دسترسی داشته باشیم. یک زمانی از طریق روش دیگری این کار را بکنیم. بس اختلاف در حد سیاستگذاری و مسائل ابزاری و کاربردی است. بنابراین، ما به آن اشتراک فلسفی نرسیده ایم. ما در کشور مان یک جریان داریم که معتقد است ارتباط با غرب بسیار برای ما مضر است. جریان دیگری داریم که معتقد است که ارتباط با غرب بسیار برای ایران مفید است. بین این دو طرز تفکر هزاران تنوع هم وجود دارد. شرایطی که برایش قائل هستند و نحوه کار با غرب که باعث تاخیر تعامل ما با جهان می شود. ما یک روز صبح با غرب خوب هستیم، عصر با غرب دچار مشکل می شویم.

|+| نوشته شده توسط مصطفی فروزان در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت